جهان نیوز - محسن سلگی:
برنامهریزی مهمترین سند پیشرفت است. این مهم چه در فرم کوتاهمدت، چه فرم میانمدت و چه بلندمدت، نقشی حیاتی در جلوگیری از اشتباهات و نیز تشخیص فرصتهای پنهان بازی میکند. از این حیث، برنامهریزی پلی میان گذشته و حال و آینده است و نیز میان آنجایی که هستیم و آنجایی که میخواهیم برویم. برنامهریزی از گذشته آغاز میکند اما به آینده مینگرد.
برنامهریزی یک برنامه پژوهشی و جستجوگر است برای رسیدن به آیندهای مطلوب، نتایجی عینی و کارا با ابزاری کارآمد. همچنان که در یک تحقیق، نتیجه پس از داشتن یک هدف تحقیق، روش تحقیق (ابزار و تکنیکهای تحقیق) و روششناسی (رویکرد(Approach) و رهیافت (Attitude) حاکم بر تحقیق)، محقَق میشود، در یک برنامهریزی نیز ابزارهای رسیدن به هدف یا اهداف، خود اهداف و نیز روششناسی موجود باید واضح و گویا باشد تا نتیجه غایی و نهایی شکل بگیرد.
سنگ محک روشی
تصور کنید هماکنون متن برنامة یکی از نامزدهای انتخاباتی ریاستجمهوری را پیش رو داریم. نخست باید دید رویکرد حاکم بر آن چیست؟ آیا رویکرد آن، از سنخ تفسیری است؟ از سنخ علمی و تجربی است؟و...
اگر رویکرد حاکم بر آن از سنخ تفسیری و برداشتهای شخصی باشد (رویکرد تفسیری به معنای ذهنی بودن برداشتها است که در فلسفه، حکمت و... بسیار ممدوح است)- نمیتواند سندی راهگشا باشد، چراکه اساساً رویکرد تفسیری بر انگارههای شخصی استوار است و نمیتواند با عینیت و مسئلهوارگی ارتباط درهم تنیدهای برقرار کند و در ادارة جامعه نمیتوان به جای «عینیت» بر مبنای «ذهنیت» رفتار کرد و تصمیمگیری نمود. امّا اگر رویکرد متن برنامه از نوع علمی –که در علم مدیریت، اقتصاد، حقوق و سیاست موجود است- باشد، آنگاه میتواند هم با ذهن مخاطبان ارتباط بهتری برقرار کند و هم مهمتر آنکه قادر خواهد بود پاسخگوی مسائل و مشکلات عینی و واقعی باشد.
معیار دیگر اینکه باید دید در آن برنامه چقدر از اعداد استفاده شده است؟ یعنی متن چقدر توانسته بر روش کمّی استوار باشد؟
سپس باید دید آیا توانسته بر مبنای روش کیفی، نقاط ضعف روش کمّی را پوشش دهد. ایراد روش کمّی این است که قادر نیست موارد استثنایی و غیرقابل پیشبینی را درک کند و ببیند و بیش از حد سعی در ساده سازی امور دارد.
ایراد روش کیفی-اگر به تنهایی بهکار برود- نیز این است که قادر نیست مبنایی عینی و اطمینانبخش برای عمل باشد. بنابراین ترکیبی موزون از روش کمّی و کیفی در برخورد با مسائل کشور الزامی و راهگشاست.
برنامهریزی مستلزم آگاهی از فرصتها و تهدیدها است. باید دقت داشت در کدام برنامة نامزدها این مسئله دیده شده است. بیتردید انتظار زیادی نیست که حتّی کاندیداها در قالب مدل SWOT به شناسایی فرصتها و تهدیدها و راهکارهای مدیریت آنها مبادرت کنند، با این وجود کمترین توقع همانا ارائة راه حلهای عینی و مقتضی اقتضائات کشور و نیز وظایف و اختیارات ریاست جمهوری باشد(مسئلهای که دکتر زاکانی در برنامة پایش بر آن تأکید خاصی داشتند).
سنگ محک ارزشی
چقدر متن توانسته متکی به آموزه های اسلام- قرائت امام خمینی(ره)- و اندیشة ولایت مطلقة فقیه باشد؟
قانون اساسی را چگونه دیده است؟ آیا توانسته به تفسیر مؤسس و رهبری انقلاب وفادار باشد؟
آرمانهای انقلاب را چگونه دیده است؟ این آرمانها در سیاست داخلی وسیاست خارجی – که ادامة سیاست داخلی است- متبلور میشود. حال باید دید برای مثال در سیاست داخلی، حمایت از محرومین و توزیع عادلانه فرصتها و درآمدها را لحاظ کرده است؟ و به بیان دقیقتر با دهة عدالت و پیشرفت چه ارتباطی دارد؟ در سیاست خارجی آیا تعهد انقلابی به حمایت از مردم فلسطین، آنگونه که مطمح نظر امام و رهبری است دارد؟
در آخر باید دید برنامه کاندیداها با سند چشمانداز چه نسبتی دارد. آیا صرفاً از نوع «سازگاری» است، یا علاوه بر این با سند چشمانداز «مطابقت» نیز دارد؟ یعنی آیا توانسته در جای جای برنامه، سند چشمانداز را به عنوان سنگ بنا و نخ تسبیح در نظر گرفته باشد؟